درباره اکبر رادی
«فريندخت زاهدي» گفت: نمايشنامههاي رادي را ميتوان در رديف آثاري قرار دارد كه با منطق شعري و تخيل قابل بحث هستند و اين در جواب كساني است كه معتقد هستند آثار رادي از منطق شعري برخوردار نيست و به نثر نزديكتر است.

"فريندخت زاهدي " در اولين جلسه نمايشنامهخواني "رادي " ويژگيهاي مكاني و جغرافيايي، مفاهيم، نمادها و نشانهها و سير تحول آنها را در نمايشنامه "پلكان " تحليل و بررسي كرد.
وي در ابتداي سخنان خود گفت: تأسيس بنياد "رادي " نشان دهنده بزرگي اين مرد و اهميت اين رشته فرهنگي است كه هر روز از امتياز بيشتري برخوردار ميشود.
زاهدي افزود: تنها ميتوانم با زبان استعاره و با استفاده از شاعرانگي درمورد آنچه رادي در اين اثر ارائه كرده، حرف بزنم.
وي بيان داشت: رادي در مقدمه نمايشنامه پلكان مي نويسد؛ "وظيفه قلم اجراي عدالت در جهاني است كه عرضه ميكند " و اين بار رادي در تراژدي "پلكان " جهاني ژئومتريك با محاسبات هندسي بسيار دقيق را ترسيم ميكند، پلههايي كه از جنس استخوان انسان است و صعود بر هر يك از آنان، سقوط هر يك از ارزشهاي انساني و عدالت است، در نمايشنامه "پلكان " با پنج پله كه هر يك جهاني واحد را تصوير ميكند، سر و كار پيدا ميكنيم.
زاهدي ادامه داد: "رادي " در خلق پنج جهان مستقل از عناصري استفاده ميكند كه جزء و كل نميتوان براي آنها قائل شد، او در پنج جهان استعاري كه هريك در حكم يك كل عمل مي كند نگره فلسفي و زيبايي شناختي خود را عرضه ميكند "پلكان " داراي دو قلمرو فيزيكي و غيرفيزيكي است و انديشه استعاري رادي بر اساس استعارههايي است كه يك چيز را به عاريت ميگيرند.
وي گفت: رادي از يك منطق شعري استفاده ميكند و حكايتي را با منطق شعري بيان ميكند و با حفظ شعريت حكايت از ويژگي غيرنيازمند اساطيري فاصله ميگيرد و از منطق ديالكتيكي استفاده ميكند، دركل آثار رادي را ميتوان در رديف آثاري قرار دارد كه با منطق شعري و تخيل قابل بحث هستند و اين در جواب كساني است كه معتقد هستند آثار رادي از منطق شعري برخوردار نيست و به نثر نزديكتر است.
زاهدي در ادامه گفت: با نگاهي تحليلي، اين اثر رادي يكي از بارزترين نمونههايي است كه ميتوان از طريق بررسي به تحليل اثر پرداخت و عميقترين لايههاي فكري و فلسفي اثر را شناخت، پرده اول اين نمايشنامه درتابستان است تابستاني كه ميتواند اوج رسيدگي يك زمستان رو به غرب باشد، دود چپق تفسيري از آرزوهاي دود شده شخصيتهاست و در حقيقت دود چپق در اينجا جايگزين ابر آرزوهاست كه انسانها بر بال آن مي نشينند و به سوي تحقق آرزوها حركت ميكنند.
وي افزود: اين نمايشنامه پلكاني است كه اوج آن پرتگاهي براي سقوط انسانيت است، در پرده دوم در آخر شب پاييزي بلبل (شخصيت اصلي و محوري نمايشنامه "پلكان ") در جگركي در تدارك تكه تكه كردن جگرهاست كه استعاره از ارزشهاي حياتي است كه به پاييز خود رسيدهاند و در پرده سوم دوچرخههاي نو تفسيري هستند از وسايلي كه بلبل در سير صعود فاسقي خود به آنها نياز دارد و صبح سرد زمستاني با انجماد روح معنوي بلبل تناسب دارد.
وي گفت: در پرده آخر زمان روي اين پلكان در چرخشي زاويه دار دوباره به تابستان داغ برميگردد كه بلبل از آنجا آغاز كرده و اين استعاره از پايان زندگي بلبل دارد، رادي بعد فضا را عامل اصلي در نمايشنامهنويسياش قرار ميدهد، او در روند تجربه نويسندگياش دريافت كه يك الگوي ساختاري روانشناختي و زيباييشناختي وجود دارد كه بايد در الگوهاي متفاوت نمايشنامههايش تركيب شود.
زاهدي گفت: بعد تشديد يافته در طراحي فيزيكي صحنهها، عالم دروني و خصوصي شخصيتها را بيان ميكند، پلكانها در اين اثر از پيوند عناصر متمايز شكل ميگيرند عناصري كه هيچ كدام با يك عنصر جزئي مطرح نميشوند بلكه هر جزء خود عين كل است و در كل "پلكان " معضلات و ناهنجاريهاي محيطي است كه رادي نشانههاي آن را در دانههاي الماس بلبل به نمايش درآورده است.
به گزارش خبرنگار فارس، چكيده سخنراني "فريندخت زاهدي " به موضوع "فضاي فيزيكي " نمايشنامه "پلكان " نوشته "اكبر رادي " در تقابل با فضاي غيرفيزيكي و نمايشي بود كه در آن زاهدي نمايشنامه "پلكان " را در زمره آن دسته از نمايشنامههاي رادي ميداند كه تعداد شخصيتها در هر صحنه آن انگشت شمار است، داستان نمايشنامه از قهوهخانهاي چوبي در گوشه اي از جنگلهاي گيلان آغاز ميشود از شبي باراني و از همان جا دگرديسي مخوف شخصيت اصلي نمايش به نام بلبل آشكار ميشود اين بلبل آس و پاس در پايان نمايشنامه به شخصيتي دروغين و قلابي به نام مهندس مسعود تاج بدل ميگردد.
وي ادامه ميدهد: بلبل نماد حقيقي شخصيتهايي است كه از روستايي دور و يا زاغهاي مهجور با از دست دادن خصلت پاك بشري با روحي انباشته از سالوس و ريا به سوي شهر ميآيند تا به قول خودشان از پلكان بالا روند و به قصرهاي مجلل برسند، شخصيت اصلي اين نمايش پنج پردهاي كه براي بالا رفتن از پلهها از هيچ خباثت و پلشتي دريغ نمي ورزد بيش از آنكه بيانگر رفتار شنيع خود باشد معرف آن "پلكان " نفرين شده اي است كه اجازه مي دهد دنائت با چنين سهولتي از آن بالا رود و بي سبب نيست كه رادي نام نمايشنامه را "پلكان " گذاشته است در واقع شخصيت اصلي همين نردباني است كه انسان را به جاي آنكه پله پله تا ملاقات خدا بالا ببرد او را به دوزخ ميكشاند.
بنياد اكبر رادي (در حال تأسيس) مؤسسهاي فرهنگي-هنري و غيرانتفاعي است كه با هدف حفظ ميراث ارزشمند ادبي و نمايش اين هنرمند اولين جلسه نمايشنامه خواني "رادي " را با بازخواني نمايشنامه "پلكان " برگزار كرد.
بر اساس اين گزارش، در اولين جلسه نمايشنامهخواني "اكبر رادي " نمايشنامه "پلكان " به كارگرداني صدرالدين شجره بازخواني شد و بهزاد فراهاني در نقش بلبل به ايفاي نقش پرداخت و از ديگر بازخوانان ميتوان به گلچهره دامغاني، اسماعيل بختياري، مهدي طهماسبي، مهرداد مهمان دوست، نازنين مهيمني، محمدپورحسن، علي ميلاني و مهرداد عشقيان آن را بازخواني كردند و جلوههاي صوتي و موسيقي آن به عهده فرشاد منظوفينيا اشاره مرد.
هيأت مؤسس بنياد "رادي " متشكل از حميد بانوعنقا (همسر زنده ياد اكبر رادي) ، شكرخدا گودرزي، شهرام كرمي، فرامرز طالبي و عطاالله كوبال است.
وي در ابتداي سخنان خود گفت: تأسيس بنياد "رادي " نشان دهنده بزرگي اين مرد و اهميت اين رشته فرهنگي است كه هر روز از امتياز بيشتري برخوردار ميشود.
زاهدي افزود: تنها ميتوانم با زبان استعاره و با استفاده از شاعرانگي درمورد آنچه رادي در اين اثر ارائه كرده، حرف بزنم.
وي بيان داشت: رادي در مقدمه نمايشنامه پلكان مي نويسد؛ "وظيفه قلم اجراي عدالت در جهاني است كه عرضه ميكند " و اين بار رادي در تراژدي "پلكان " جهاني ژئومتريك با محاسبات هندسي بسيار دقيق را ترسيم ميكند، پلههايي كه از جنس استخوان انسان است و صعود بر هر يك از آنان، سقوط هر يك از ارزشهاي انساني و عدالت است، در نمايشنامه "پلكان " با پنج پله كه هر يك جهاني واحد را تصوير ميكند، سر و كار پيدا ميكنيم.
زاهدي ادامه داد: "رادي " در خلق پنج جهان مستقل از عناصري استفاده ميكند كه جزء و كل نميتوان براي آنها قائل شد، او در پنج جهان استعاري كه هريك در حكم يك كل عمل مي كند نگره فلسفي و زيبايي شناختي خود را عرضه ميكند "پلكان " داراي دو قلمرو فيزيكي و غيرفيزيكي است و انديشه استعاري رادي بر اساس استعارههايي است كه يك چيز را به عاريت ميگيرند.
وي گفت: رادي از يك منطق شعري استفاده ميكند و حكايتي را با منطق شعري بيان ميكند و با حفظ شعريت حكايت از ويژگي غيرنيازمند اساطيري فاصله ميگيرد و از منطق ديالكتيكي استفاده ميكند، دركل آثار رادي را ميتوان در رديف آثاري قرار دارد كه با منطق شعري و تخيل قابل بحث هستند و اين در جواب كساني است كه معتقد هستند آثار رادي از منطق شعري برخوردار نيست و به نثر نزديكتر است.
زاهدي در ادامه گفت: با نگاهي تحليلي، اين اثر رادي يكي از بارزترين نمونههايي است كه ميتوان از طريق بررسي به تحليل اثر پرداخت و عميقترين لايههاي فكري و فلسفي اثر را شناخت، پرده اول اين نمايشنامه درتابستان است تابستاني كه ميتواند اوج رسيدگي يك زمستان رو به غرب باشد، دود چپق تفسيري از آرزوهاي دود شده شخصيتهاست و در حقيقت دود چپق در اينجا جايگزين ابر آرزوهاست كه انسانها بر بال آن مي نشينند و به سوي تحقق آرزوها حركت ميكنند.
وي افزود: اين نمايشنامه پلكاني است كه اوج آن پرتگاهي براي سقوط انسانيت است، در پرده دوم در آخر شب پاييزي بلبل (شخصيت اصلي و محوري نمايشنامه "پلكان ") در جگركي در تدارك تكه تكه كردن جگرهاست كه استعاره از ارزشهاي حياتي است كه به پاييز خود رسيدهاند و در پرده سوم دوچرخههاي نو تفسيري هستند از وسايلي كه بلبل در سير صعود فاسقي خود به آنها نياز دارد و صبح سرد زمستاني با انجماد روح معنوي بلبل تناسب دارد.
وي گفت: در پرده آخر زمان روي اين پلكان در چرخشي زاويه دار دوباره به تابستان داغ برميگردد كه بلبل از آنجا آغاز كرده و اين استعاره از پايان زندگي بلبل دارد، رادي بعد فضا را عامل اصلي در نمايشنامهنويسياش قرار ميدهد، او در روند تجربه نويسندگياش دريافت كه يك الگوي ساختاري روانشناختي و زيباييشناختي وجود دارد كه بايد در الگوهاي متفاوت نمايشنامههايش تركيب شود.
زاهدي گفت: بعد تشديد يافته در طراحي فيزيكي صحنهها، عالم دروني و خصوصي شخصيتها را بيان ميكند، پلكانها در اين اثر از پيوند عناصر متمايز شكل ميگيرند عناصري كه هيچ كدام با يك عنصر جزئي مطرح نميشوند بلكه هر جزء خود عين كل است و در كل "پلكان " معضلات و ناهنجاريهاي محيطي است كه رادي نشانههاي آن را در دانههاي الماس بلبل به نمايش درآورده است.
به گزارش خبرنگار فارس، چكيده سخنراني "فريندخت زاهدي " به موضوع "فضاي فيزيكي " نمايشنامه "پلكان " نوشته "اكبر رادي " در تقابل با فضاي غيرفيزيكي و نمايشي بود كه در آن زاهدي نمايشنامه "پلكان " را در زمره آن دسته از نمايشنامههاي رادي ميداند كه تعداد شخصيتها در هر صحنه آن انگشت شمار است، داستان نمايشنامه از قهوهخانهاي چوبي در گوشه اي از جنگلهاي گيلان آغاز ميشود از شبي باراني و از همان جا دگرديسي مخوف شخصيت اصلي نمايش به نام بلبل آشكار ميشود اين بلبل آس و پاس در پايان نمايشنامه به شخصيتي دروغين و قلابي به نام مهندس مسعود تاج بدل ميگردد.
وي ادامه ميدهد: بلبل نماد حقيقي شخصيتهايي است كه از روستايي دور و يا زاغهاي مهجور با از دست دادن خصلت پاك بشري با روحي انباشته از سالوس و ريا به سوي شهر ميآيند تا به قول خودشان از پلكان بالا روند و به قصرهاي مجلل برسند، شخصيت اصلي اين نمايش پنج پردهاي كه براي بالا رفتن از پلهها از هيچ خباثت و پلشتي دريغ نمي ورزد بيش از آنكه بيانگر رفتار شنيع خود باشد معرف آن "پلكان " نفرين شده اي است كه اجازه مي دهد دنائت با چنين سهولتي از آن بالا رود و بي سبب نيست كه رادي نام نمايشنامه را "پلكان " گذاشته است در واقع شخصيت اصلي همين نردباني است كه انسان را به جاي آنكه پله پله تا ملاقات خدا بالا ببرد او را به دوزخ ميكشاند.
بنياد اكبر رادي (در حال تأسيس) مؤسسهاي فرهنگي-هنري و غيرانتفاعي است كه با هدف حفظ ميراث ارزشمند ادبي و نمايش اين هنرمند اولين جلسه نمايشنامه خواني "رادي " را با بازخواني نمايشنامه "پلكان " برگزار كرد.
بر اساس اين گزارش، در اولين جلسه نمايشنامهخواني "اكبر رادي " نمايشنامه "پلكان " به كارگرداني صدرالدين شجره بازخواني شد و بهزاد فراهاني در نقش بلبل به ايفاي نقش پرداخت و از ديگر بازخوانان ميتوان به گلچهره دامغاني، اسماعيل بختياري، مهدي طهماسبي، مهرداد مهمان دوست، نازنين مهيمني، محمدپورحسن، علي ميلاني و مهرداد عشقيان آن را بازخواني كردند و جلوههاي صوتي و موسيقي آن به عهده فرشاد منظوفينيا اشاره مرد.
هيأت مؤسس بنياد "رادي " متشكل از حميد بانوعنقا (همسر زنده ياد اكبر رادي) ، شكرخدا گودرزي، شهرام كرمي، فرامرز طالبي و عطاالله كوبال است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 12:7 توسط حسن.حامد
|